در طول تاریخ، عشق همواره با قدرت و سیاست درآمیخته است. برخی روابط عاشقانه باعث تحکیم حکومتها شدند و برخی دیگر زمینهساز سقوط امپراتوریها بودند؛ البته پشت صحنه تصمیمات بزرگ و تشریفات سلطنتی، پیوندهایی پنهان از شور، جاه طلبی و گاه تراژدی شکل میگرفتند.
به نقل از babamail؛ این داستانها نهتنها عشق میان افراد را نشان میدهند، بلکه تاثیر عمیق آنها بر مسیر تاریخ را نیز نمایان میکنند. از اتحادهای سیاسی تا رسواییهای تاریخی، این عاشقانهها نقش مهمی در تغییر سرنوشت ملتها داشتند.
فهرست مطالب
- کوروش بزرگ و کاساندان، امپراتوری بر پایه عشق
- کلئوپاترا و مارک آنتونی، داستان عشق و تراژدی
- شاه جهان و ممتاز محل، ساخت عمارتی عاشقانه
- نرون و پوپایا سابینا، عشقی آمیخته با هوس و سقوط
- آخناتون و نفرتیتی، شراکت در عشق و قدرت
- ملکه ویکتوریا و شاهزاده آلبرت، نماد عاشقانه عصر ویکتوریایی
- ناپلئون و ژوزفین، عشقی بیپایان
کپی لینک
کوروش بزرگ و کاساندان، امپراتوری بر پایه عشق
«کوروش کبیر» (Cyrus) بیشتر بهعنوان بنیانگذار امپراتوری هخامنشی در قرن ششم پیش از میلاد شناخته میشود. او قبایل پارسی را متحد کرد، در سال ۵۵۰ پیش از میلاد مادها را شکست داد و قلمرو خود را در سراسر خاور نزدیک گسترش داد؛ اما در کنار این موفقیتهای نظامی، رابطهای نزدیک و صمیمی با همسرش، «کاساندان» (Cassandane) داشت.

کاساندان یکی از مورد اعتمادترین مشاوران کوروش بود و در بسیاری از پیروزیها و دشواریها او را همراهی میکرد.
آنها پنج فرزند داشتند؛ از جمله کمبوجیه دوم و بردیا که بعدها در تاریخ ایران نقش مهمی ایفا کردند. کوروش نهتنها بهخاطر فتوحاتش بلکه به دلیل منش انسانیاش در حکومتداری نیز شناخته میشود. برخلاف بسیاری از فرمانروایان آن زمان، او به سنتها، ادیان و فرهنگهای ملل مغلوب احترام میگذاشت. برخی مورخان معتقدند که کاساندان در شکلگیری این نگرش انسانگرایانه نقش موثری داشته و کوروش را به حکومتی بر پایه عدالت و بردباری ترغیب کرده است.
پس از درگذشت کاساندان، کوروش عمیقا اندوهگین شد و در اقدامی نادر میان فرمانروایان آن زمان، مراسم خاکسپاری باشکوهی برای او برگزار کرد. عشق میان کوروش و کاساندان، نهتنها تاثیری عاطفی بر پادشاه داشت، بلکه در شکلگیری ارزشهایی که امپراتوری پارس را برای نسلها پایدار نگه داشت و نقشی بنیادین ایفا کرد.
کپی لینک
کلئوپاترا و مارک آنتونی، داستان عشق و تراژدی
یکی از مشهورترین داستانهای عاشقانه تاریخ، مربوط به «کلئوپاترا» (Cleopatra)، آخرین ملکه مصر و «مارک آنتونی» (Mark Antony )، سردار رومی است. رابطه آنها تنها عاشقانه نبود، بلکه بُعدی سیاسی نیز داشت و معادلات قدرت در جهان باستان را دگرگون کرد. کلئوپاترا که بهخاطر هوش و جذابیتش معروف بود، در سال ۴۱ پیش از میلاد با مارک آنتونی آشنا شد. آن دو بهسرعت متحد شدند و مقابل دشمن مشترکشان، «اکتاویان» (Octavian) ایستادند.

دوران باهم بودن آنها با مهمانیهای مجلل و نمایشهای باشکوه در «اسکندریه» (Alexandria) همراه بود؛ اما عشقشان باعث جنجال نیز شد. مارک آنتونی با «اکتاویا» (Octavia) ازدواج کرده بود و تصمیم او برای ترک همسرش بهخاطر کلئوپاترا، وجههاش را در روم خدشهدار کرد. اتحاد او با یک ملکه خارجی باعث شد تا برخی افراد، وفاداریاش به روم را زیر سوال ببرند و این موضوع برگ برندهای به دست اکتاویان داد.
سرنوشت کلئوپاترا و مارک آنتونی، در نبرد «آکتیوم» (Actium)، سال ۳۱ پیش از میلاد رقم خورد؛ جایی که نیروهایشان شکست خوردند. آنان سرانجام به اسکندریه عقبنشینی کردند و خیلی زود دچار محاصره ارتش اکتاویان شدند. طبق روایتهای تاریخی، کلئوپاترا برای جلوگیری از اسارت، وانمود کرد که مرده است. مارک آنتونی با شنیدن این خبر و با تصور از دست دادن معشوقهاش، خودکشی کرد. کلئوپاترا نیز اندکی بعد، احتمالا با نیش یک مار سمی، به زندگیاش پایان داد. با مرگ این دو، مصر به دست روم افتاد و دوران دودمان «بطلمیوسی» (Ptolemaic) به پایان رسید.
کپی لینک
شاه جهان و ممتاز محل، ساخت عمارتی عاشقانه
عشق میان «شاه جهان» (Shah Jahan)، امپراتور هند و «ممتاز محل» (Mumtaz Mahal)، یکی از ماندگارترین داستانهای عاشقانه تاریخ است، عشقی که به بنای باشکوه تاج محل ختم شد. شاه جهان، پس از مرگ ممتاز محل در سال ۱۶۳۱ میلادی، هنگام زایمان، سوگند خورد، یاد او را به شکلی بینظیر زنده نگه دارد. نتیجه این سوگند، ساخت یکی از زیباترین بناهای جهان بود.

با وجود داشتن چندین همسر، ممتاز محل نزدیکترین و محبوبترین آنها بود و نقش مهمی در تصمیمات سیاسی و شخصی شاه جهان داشت. عشق و همراهی ممتاز چنان عمیق بود که غیبتش، فقدان جبرانناپذیری، در زندگی امپراتور بر جای گذاشت.
ساخت «تاج محل» (Taj Mahal)، بیش از دو دهه زمان برد و هزاران هنرمند و معمار در طراحی این شاهکار از مرمر سفید نقش داشتند. این بنا نمادی از عشق، وفاداری و شکوه معماری اسلامی-هندی است و سالانه میلیونها گردشگر را به خود جذب میکند.
با این حال، سالهای پایانی عمر شاه جهان تلخ بود؛ پسرش او را برکنار و در قلعهای زندانی کرد. گفته میشود او سالها از پشت پنجرهای کوچک به تاج محل چشم دوخت، جایی که عشق ازدسترفتهاش برای همیشه در آن آرمیده بود.
کپی لینک
نرون و پوپایا سابینا، عشقی آمیخته با هوس و سقوط
روم باستان سرشار از داستانهای عاشقانه پرماجرا بود؛ اما رابطه «نرون» (Nero)، امپراتور جنجالی روم و «پوپایا سابینا» (Poppaea Sabina) یکی از پرحاشیهترین آنها بهشمار میرود. عشقی که با هوس، جاهطلبی و افراط آغاز شد و با خشونت و تراژدی به پایان رسید.

نرون ابتدا با «اکتاویا» (Octavia) نجیبزاده ازدواج کرد؛ اما رابطهای سرد و پرتنش داشتند. در این میان، نرون دلباخته پوپایا شد؛ زنی زیبا، باهوش و جاهطلب که متاهل بود. نرون برای رسیدن به او، اکتاویا را به خیانت متهم کرد و بعد از تبعید او، دستور قتلش را صادر کرد. پس از حذف اکتاویا، نرون و پوپایا سابینا در مراسمی باشکوه ازدواج کردند. زندگی مشترکشان پر از تجمل و لذت بود؛ اما بهتدریج رنگ خشونت گرفت. طبق روایتها، در لحظهای از خشم، نرون همسر باردارش را با لگد زد و باعث مرگ او شد.
نرون که از این ماجرا دچار افسردگی شد، جسد پوپایا را در آرامگاهی مجلل به خاک سپرد؛ اما این پایان راه نبود. حکومتش دچار هرجومرج شد، محبوبیتش سقوط کرد و سرانجام با خودکشی به زندگیاش پایان داد و امپراتوری را نیز به نابودی کشاند.
کپی لینک
آخناتون و نفرتیتی، شراکت در عشق و قدرت
در مصر باستان، فرعون «آخناتون» (Akhenaten) و همسرش «نفرتیتی» (Nefertiti) نهتنها پیوندی عاشقانه داشتند، بلکه با نگاهی مشترک، یکی از انقلابیترین دورههای مذهبی تاریخ را رقم زدند. دوران سلطنت آنها، از دیدگاه دینی و سیاسی، نقطه عطفی در تاریخ مصر به شمار میآید. آخناتون، که پیشتر «آمنهوتپ چهارم» (Amenhotep IV) نام داشت، ساختار سنتی دین مصر را زیر سوال برد و با حذف باورهای چندخدایی، پرستش خدای یگانه خورشید، «آتون» (Aten) را رواج داد. در این مسیر، نفرتیتی نهفقط یک ملکه، بلکه شریک موثر او در قدرت و اصلاحات بود و در بسیاری از نقشبرجستهها، در کنار فرعون دیده میشود.

این زوج سلطنتی پایتخت جدیدی به نام «عمارنه» (Amarna) بنیان نهادند؛ جایی که میتوانستند آزادانه به اعتقادات مذهبی خود عمل کنند. عشق و همفکری آنها، در کنار جسارتشان برای دگرگونی باورهای کهن، تصویری ماندگار از شراکتی بیهمتا در تاریخ مصر بر جای گذاشت. دوران حکومت آخناتون و نفرتیتی در مصر باستان چندان طولانی نبود؛ اما ردپای آنها در تاریخ برای همیشه ماندگار شد. نفرتیتی، ملکهای زیبا، قدرتمند و چهرهای شناختهشده بود که تندیس مشهورش به یکی از نمادهای زیبایی و شکوه باستان در جهان تبدیل شده است.
رابطه میان آخناتون و نفرتیتی، آمیختهای از عشق، سیاست و راز است. آنها با هم دست به اصلاحات دینی بزرگی زدند و پرستش خدای آتون را جایگزین باورهای چند خدایی سنتی کردند. حرکتی جسورانه که با مقاومت روبهرو شد؛ اما نشاندهنده نفوذ نفرتیتی در کنار شوهرش بود. برخی نظریهها بر این باورند که نفرتیتی پس از مرگ آخناتون بهتنهایی بر تخت سلطنت نشست؛ هرچند شواهد تاریخی در اینباره کامل نیستند. با این حال، اتحاد آنها در زندگی، عشق و رهبری، الگویی کمنظیر از شراکت سلطنتی در تاریخ مصر بهجا گذاشت.
کپی لینک
ملکه ویکتوریا و شاهزاده آلبرت، نماد عاشقانه عصر ویکتوریایی
رابطه ملکه «ویکتوریا» (Victoria) و «شاهزاده آلبرت» (Prince Albert)، میان ازدواجهای سلطنتی قرن نوزدهم، جایگاهی منحصربهفرد دارد. عشقی واقعی که نه تنها زندگی این زوج، بلکه روح جامعه بریتانیا را نیز دگرگون کرد و به یکی از شاخصههای بارز دوران ویکتوریایی تبدیل شد.
آشنایی آنها پیش از سلطنت ویکتوریا آغاز شد و ازدواجشان در سال ۱۸۴۰ میلادی، فراتر از یک پیوند سیاسی بود. آلبرت نهتنها همراهی وفادار برای ملکه بود، بلکه نقشی کلیدی در تصمیمگیریهای سیاسی، حمایت از اصلاحات اجتماعی و ترویج نوآوریهای علمی ایفا میکرد.

زندگی خانوادگی آنها با تولد ۹ فرزند، تصویری از ثبات، محبت و ارزشهای سنتی را به نمایش گذاشت و فرهنگ آن زمان را بهشدت تحت تاثیر قرار داد؛ اما این عشق بزرگ، پایانی تلخ داشت. در سال ۱۸۶۱، آلبرت در سن ۴۲ سالگی درگذشت و ویکتوریا را در اندوهی عمیق فرو برد. او تا پایان عمر لباس سیاه پوشید و برای مدتی طولانی از انظار عمومی کنارهگیری کرد. با وجود گذر زمان، عشق و وفاداری میان ویکتوریا و آلبرت همچنان در حافظه تاریخ بریتانیا، بهعنوان داستانی ماندگار از پیوند میان قلب، قدرت و مسئولیت زنده است.
کپی لینک
ناپلئون و ژوزفین، عشقی بیپایان
«ناپلئون بناپارت» (Napoleon Bonaparte)، فرمانده نابغهای که به امپراتوری فرانسه رسید، در سال ۱۷۹۵ میلادی با «ژوزفین بوآرنه» (Josephine de Beauharnais) آشنا شد. در آن زمان، ژوزفین بیوهای با دو فرزند و ناپلئون ژنرالی جوان و در حال پیشرفت بود. ارتباط میان آنها بسیار سریع و عمیق شکل گرفت و یک سال بعد از آشنایی، در سال ۱۷۹۶ میلادی با هم ازدواج کردند.
جذابیت و گرمای ژوزفین، در تضاد آشکاری با نظم و اراده آهنین ناپلئون قرار داشت؛ اما همین تضاد رابطه آنها را ویژه کرد. با این حال، زندگی مشترکشان از همان ابتدا با چالشهایی همراه بود. حضور دائمی ناپلئون در جبهههای جنگ، او را برای مدتهای طولانی از ژوزفین دور میکرد و این جداییها بر روحیه ژوزفین تاثیر میگذاشت.
ناتوانی آنها در داشتن وارث مذکر از دیگر مشکلات این ازدواج بود. سرانجام در سال ۱۸۰۹، ناپلئون با اندوهی فراوان تصمیم به طلاق گرفت، چراکه داشتن وارث برای حفظ امپراتوریاش ضروری بود. با وجود این جدایی، پیوند عاطفی میان آنها هرگز از بین نرفت. ناپلئون پس از طلاق، همچنان از ژوزفین حمایت کرد، عنوان «دوشس ناوار» (Duchess of Navarre) را به او بخشید و اجازه داد در فرانسه زندگی آرامی داشته باشد. گفته میشود، ناپلئون در واپسین لحظات عمرش در سال ۱۸۲۱، در حالی که به گذشته میاندیشید، نام او را در کنار «فرانسه، ارتش و فرمانده ارتش» به زبان آورد. این جمله گواهی است بر عشقی که حتی زمان و سیاست نیز نتوانست آن را محو کند.

اگر درباره بزرگترین عشقهای تاریخ، اطلاعات جذابی دارید، خوشحال میشویم با مخاطبان کجارو در میان بگذارید.
منبع عکس کاور: fineartamerica.com، عکاس: نامشخص
سوالات متداول
-
کدام یک از پادشاهان ایرانی، ازدواجی عاشقانه را تجربه کرده است؟
کوروش کبیر، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی در قرن ششم پیش از میلاد با کاساندان، ازدواجی عاشقانه را تجربه کرده است.
-
علت احداث تاج محل در هندوستان چه بود؟
شاه جهان پادشاه هندوستان، پس از مرگ ممتاز محل در سال ۱۶۳۱ میلادی، هنگام زایمان، سوگند خورد، یاد او را به شکلی بینظیر زنده نگه دارد. نتیجه این سوگند، ساخت یکی از زیباترین بناهای جهان، معروف به تاج محل بود.
موزه روابط شکست خورده، تکه هایی از عشق های نابود شدهمطالعه '528 شهریور 95بهترین هتل های عاشقانه جهان: پناهگاههای عشق و آرامشمطالعه '105 آبان 03
لینک منبع