استان اردبیل

زبان رنگ‌ها در عکاسی معاصر؛ جوایز عکاسی کروماتیک ۲۰۲۵

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتجوایز کروماتیک ۲۰۲۵، قدرت روایت‌گری رنگ در عکاسی را به نمایش می‌گذارد و تصاویری می‌آفریند که احساس، معنا و زیبایی را هم‌زمان منتقل می‌کنند.جایزه عکاسی «کروماتیک» در سال ۲۰۲۵ میلادی، بار دیگر نشان داد که رنگ، صرفا عنصری تزئینی در عکاسی نیست؛ بلکه زبانی مستقل برای روایت، احساس و معنا است. مجموعه آثار برگزیده این دوره، تجربه‌ای بصری می‌آفرینند که در آن، رنگ‌ها نقش اصلی را بازی می‌کنند و گاهی جسور و پرانرژی، گاهی آرام و تامل‌برانگیز، اما همیشه آگاهانه و هدفمند به نظر می‌رسند.
آنچه جوایز کروماتیک را متمایز می‌کند، تمرکز آن بر نگاه رنگ‌محور به جهان است. این رویداد، بستری برای عکاسانی فراهم می‌کند که رنگ را نه در حاشیه، بلکه در مرکز روایت تصویری خود قرار می‌دهند. نتیجه، آثاری است که میان واقعیت و خیال حرکت می‌کنند؛ از مناظر رویایی گرفته تا پرتره‌هایی صمیمی که احساسات را بی‌واسطه منتقل می‌سازند.
در میان آثار شاخص امسال، تصویری سوررئال از طبیعت، توجه‌ها را به خود جلب کرده است؛ جایی که نور و رنگ، منظره‌ای شکننده را به صحنه‌ای شاعرانه و در عین حال هشداردهنده تبدیل می‌کنند. این تصویر، علاوه بر زیبایی بصری، یادآور تغییرات اقلیمی و آسیب‌پذیری چشم‌اندازهای طبیعی است. در سوی دیگر، اثری با فضایی خاموش و مینیمال، از دل یک مکان متروکه سر برمی‌آورد و با تکیه بر رنگ‌های ملایم، حس تعلیق و سکون را به روایت تبدیل می‌کند.
در مجموع، آثار برگزیده کروماتیک ۲۰۲۵ نشان می‌دهند که عکاسی رنگی چگونه می‌تواند فراتر از ثبت لحظه عمل کند؛ رنگ‌ها فضا می‌سازند، معنا می‌آفرینند و خاطره خلق می‌کنند. این مجموعه، یادآوری قدرتمندی است از اینکه گاهی برای دیدن عمیق‌تر جهان، کافی است آن را با رنگ‌ها احساس کنیم. (121clicks)
عکاس: Bochun Chengعکاس: Guanhua Renعکاس: Nicola Manfrediعکاس: Daniel Reiterعکاس: Patrick Enssleعکاس: Christina Fischerعکاس: Zoltan Tothعکاس: Diego Di Guardoعکاس: Paulo dos Santos Sousaعکاس: Gary Ngعکاس: Izaskun Valmasedaعکاس: Deryk Baumgärtnerعکاس: Gary Ngعکاس: Pål Hermansenشما درباره این تصاویر چه فکر می‌کنید؟ کدام تصویر، بیشتر مورد توجه شما قرار گرفت؟ لطفا کجارو و کاربران آن را نیز در جریان نگاه و نظر ارزشمند خود قرار دهید.
عکاس عکس کاور: Liam Man
مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذاریفاطمه حکمت شعاردنبال کردنتبلیغات

مرگ تدریجی یک رویا؛ کتابخانه اسکندریه چگونه در آتش جنگ و تعصب سوخت

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتکتابخانه اسکندریه مهد دانش جهان باستان بود که طی حوادثی مبهم از میان رفت و مورخان درباره مقصر اصلی این فاجعه بزرگ تاریخی هم‌سخن نیستند.زمانی که شعله‌های آتش، کتابخانه اسکندریه در مصر، یعنی بزرگ‌ترین مخزن دانش بشری در جهان باستان را بلعید، بخشی از هویت تاریخ ناپدید شد. اینکه چه کسی این شعله را برافروخت، یکی از بحث‌برانگیزترین سوالات تاریخ است؛ چراکه این کتابخانه حیاتی‌ترین نهاد آموزشی و فرهنگی در کل تاریخ بشر محسوب می‌شد. این بنای باشکوه که مایه افتخار جهان باستان بود، چندین بار طعمه حریق شد و در سال ۴۸ پیش از میلاد، در نهایت در میان آتش یک جنگ داخلی گرفتار شد؛ اما آیا واقعا «ژولیوس سزار» (Julius Caesar)آن را سوزاند؟ یا شاید حتی حامیان خود کتابخانه این کار را کردند؟ (National Geographic)
جالب است بدانید که کتابخانه اسکندریه به‌رغم قرارگیری در خاک مصر، در واقع دژی برای فرهنگ یونان باستان بود که اثری از آن باقی نمانده است؛ اما گزارش‌های به‌جامانده از آن دوران، با زبانی شاعرانه از معماری و محتویات خیره‌کننده‌اش تعریف کرده‌اند. این مجموعه به لطف نفوذ سه‌قرنی دودمان «بطلمیوسی» (Ptolemaic) در مصر، کاملا بر پایه تمدن یونانی شکل گرفته بود.
عکاس: نامشخص / en.wikipedia.orgمرکز علمی اسکندریه برای بیش از هزار سال همچون خورشیدی در جهان می‌درخشید. هنوز مشخص نیست که ایده ساخت آن متعلق به نخستین فرعون از سلسله بطلمیوسی بود یا مشاورانش؛ اما او مصر را به قطب فرهنگ یونانی بدل کرد. اسکندریه که در سواحل مدیترانه بنا شد، در نهایت از هر لحاظ، از تجارت گرفته تا هنر و فلسفه، به دروازه ورود تمدن تبدیل شد.
در حدود سال ۲۹۵ پیش از میلاد، ماموریتی آغاز شد تا بزرگ‌ترین مجموعه نوشته‌های جهان گردآوری شود. این حرکت اسکندریه را در نقشه جهان برجسته کرد. اگرچه فرعون موسس، افتتاح آن را ندید، جانشینان او بودجه‌های کلانی را صرف این پروژه کردند. ماموران سلطنتی جهان را برای یافتن نوشته‌ها جست‌وجو می‌کردند و توانستند آثار ارزشمندی مثل کتابخانه ارسطو و نسخه‌های اصلی نمایشنامه‌های مشهور یونانی را خریداری یا از روی آن‌ها کپی‌برداری کنند.
این کتابخانه اگرچه به داشتن تمام ادبیات یونان باستان معروف بود، آثاری از مراکز فرهنگی دیگر مثل سوریه، ایران و هند نیز داشت و با صدها هزار طومار پاپیروس، دانشمندان را برای کشف حقایق ریاضی، علمی و هنری به سوی خود می‌کشاند. شهرت آن به قدری بود که یک شعبه دیگر به نام «سراپیوم» (Serapeum) در معبدی در همان نزدیکی برایش ساخته شد. با این حال، در دوران یکی از بطلمیوسیان، به دلیل درگیری‌های سیاسی، بسیاری از دانشمندان از آنجا اخراج شدند.
عکاس: نامشخص / www.thecollector.comکپی لینکشعله‌های آتش چگونه به جان کتابخانه افتاد؟به نظر می‌رسد ناآرامی‌های اجتماعی در مصر، پیش‌زمینه سقوط کتابخانه را فراهم کرد. در سال ۴۸ پیش از میلاد، بخشی از کتابخانه قربانی جنگ داخلی شد. در آن سال، ژولیوس سزار برای حمایت از متحد خود، «کلئوپاترا»، وارد جنگ شد.
رومی‌ها برای اینکه مانع خروج کشتی‌های دشمن از بندر شوند، کشتی‌ها و اسکله‌ها را به آتش کشیدند. شعله‌ها به شهر سرایت کرد و به ساختمان کتابخانه رسید. منابع تاریخی درباره میزان خسارت هم‌نظر نیستند؛ برخی مدعی‌اند کل کتابخانه سوخت؛ اما برخی دیگر می‌گویند حدود ۴۰,۰۰۰ طومار نابود شدند.
با این همه، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد بخش‌هایی از کتابخانه جان سالم به برده‌ است؛ چراکه متون بعدی همچنان به فعالیت دانشمندان در آن مکان اشاره دارند؛ موضوعی که نشان می‌دهد اگر کتابخانه کاملا نابود شده بود، این فعالیت‌ها ممکن نبود.
بسیاری از محققان بر این باورند که بقایای کتابخانه و دانشمندان آن، همگام با افول خود شهر اسکندریه، به تدریج و بر اثر بی‌توجهی ضعیف شدند. اسکندریه که زمانی کانون دانش بود، تحت سلطه رومیان قرار گرفت و حاکمان رومی ظاهرا این گنجینه علمی را نادیده گرفتند.
هرچند کتابخانه اصلی رو به زوال بود، شعبه دوم آن یعنی سراپیوم پابرجا ماند؛ البته آن هم سرنوشت تلخی داشت. با گسترش مسیحیت در امپراتوری روم، حاکمان مسیحی شروع به مبارزه با نمادهایی کردند که آن‌ها را بت‌پرستی می‌دانستند. در سال ۳۹۱ میلادی، در پی درگیری میان دانشمندان و مسیحیان، ساختمان سراپیوم مورد هجوم قرار گرفت و ویران شد.
امروزه بحث بر سر اینکه چه کسی و چرا کتابخانه را نابود کرد، همچنان داغ است. این ماجرا مانند معمای قتلی با چندین مظنون است که هنوز هم احساسات عده‌ای را جریحه‌دار می‌کند. برخی مسیحیان قرن چهارم را مقصر می‌دانند و برخی دیگر انگشت اتهام را به سمت فتوحات بعدی می‌گیرند.
مسلم است که با گذشت زمان، حتی نام و نشان بنای عظیم کتابخانه اسکندریه از یادها نرفت. امروزه این بنا نمادی از بزرگ‌ترین حسرت‌های تاریخی است؛ زخمی که بابت از دست رفتن همیشگی آن حجم عظیم از دانش باستان، هنوز هم التیام نیافته است.
بقایای باستان‌شناسی معبد سراپیوم در اسکندریهعکاس: نامشخص / www.thecollector.comبه نظر شما کدام عامل بیشترین نقش را در نابودی این میراث بشری داشته است؟ جنگ، تعصب یا بی‌توجهی؟ دیدگاه خود را برای ما و مخاطبان دیگر کجارو بنویسید.
منبع عکس کاور: vocal.media، عکاس: نامشخص
معجزه آتش در قدیمی‌ترین کتابخانه جهان؛ تاریخی که در آتش پخته شدمطالعه '326 روز قبلهفت کتابخانه‌ جهان در فهرست میراث یونسکو؛ خفاش‌های نگهبان و کتاب‌های زنجیرشده!مطالعه '410 آذر 04مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذارینیلوفر انساندنبال کردنتبلیغات

از بیابان آریزونا تا جنگل‌‌های گیلان؛ بهترین شهرهای غذایی یونسکو

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتغذا فراتر از تغذیه، شناسنامه فرهنگی ملت‌ها است. یونسکو نیز در هر سال، شهرهایی را معرفی می‌کند که این هویت ارزشمند فرهنگی را زنده نگه داشته‌اند.یونسکو تاکنون به ۵۶ شهر در جهان عنوان «شهر خلاق خوراک‌شناسی» داده است؛ عنوانی که نشان می‌دهد میراث غذایی به اندازه زبان و معماری در هویت فرهنگی یک ملت اهمیت دارد. شهرهای منتخب باید نشان دهند که خوراک در ساختار اجتماعی، اقتصادی و آموزشی آن‌ها نقش فعالی دارد و با اصول پایداری هم‌ راستا است. آن‌ها هر چهار سال یک بار، دوباره ارزیابی می‌شوند تا اصالت و تداوم سنت‌های غذایی حفظ شود. این شبکه جهانی بر یک اصل مشترک تاکید دارد؛ غذا فراتر از تغذیه، ابزاری برای حفظ حافظه و انتقال هویت است. در ادامه به برخی از این شهرها اشاره خواهیم کرد. (National Geographic)
فهرست مطالبتوسان، آریزونا؛ تاب‌آوری غذایی در دل بیابان پارما، ایتالیا؛ پایتخت آموزش و اصالتباتامبانگ، کامبوج؛ بازسازی حافظه غذایی پس از ویرانیاوسترشوند، سوئد؛ خلاقیت غذایی در اقلیم سرد شمالرشت، ایران؛ نخستین شهر خلاق خوراک شناسی ایرانکپی لینکتوسان، آریزونا؛ تاب‌آوری غذایی در دل بیابان «توسان» (Tucson)، نخستین شهر خوراک‌شناسی آمریکا در یونسکو، بر پایه پایداری در اقلیم خشک بیابان بنا شده است. در این شهر، تولیدکنندگان محلی با احیای غلات باستانی و محصولات بیابانی مانند کاکتوس، مدلی برای سیستم غذایی مقاوم ارائه داده‌اند. نانوایی‌های مشهور و مزارع بومیان، دانش اجدادی را به ابزاری برای پیوند جامعه و حفظ هویت تاریخی تبدیل کرده‌اند. تنوع منوی غذایی توسان، از غذاهای خیابانی تا دستورپخت‌های چندفرهنگی، نشان‌دهنده توانایی سازگاری این منطقه با شرایط دشوار محیطی و تبدیل آن به یک برند جهانی است.
عکاس: نامشخص / Visit Tucsonکپی لینکپارما، ایتالیا؛ پایتخت آموزش و اصالت«پارما» (Parma) در شمال ایتالیا، به‌ عنوان قلب «دره غذایی» این کشور، نمونه‌ای از پیوند سنت، کیفیت و آموزش در نظام خوراکی است که در آن، طعم نه‌ فقط مصرف، بلکه آموخته و منتقل می‌شود. یونسکو در سال ۲۰۱۵ میلادی، این شهر را به‌ دلیل حفاظت از محصولات شاخصی چون «پنیر پارمزان» و همچنین، نگاه نوآورانه به آموزش غذایی، در فهرست شهرهای خوراک‌شناسی ثبت کرد. دانش غذایی در پارما از مدارس ابتدایی تا سطوح دانشگاهی تدریس می‌شود. تولیدکنندگان سنتی و رستوران‌های قدیمی نیز این میراث را به‌ صورت عملی حفظ می‌کنند.
عکاس: نامشخص / Shop Parmigiano Reggianoکپی لینکباتامبانگ، کامبوج؛ بازسازی حافظه غذایی پس از ویرانی«باتامبانگ» (Battambang) در سال ۲۰۲۳ میلادی به‌دلیل تاب‌آوری در برابر دهه‌ها بحران و تلاش برای احیای آشپزی اصیل به فهرست یونسکو پیوست. این شهر، نمونه‌ای روشن از نقش غذا در بازسازی هویت فرهنگی پس از دهه‌ها جنگ و از‌ دست‌ رفتن سنت‌ها است. در این شهر، مواد اولیه بومی و روش‌های آشپزی قدیمی که از ویرانی جان سالم به در برده‌اند، دوباره به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده‌اند. رستوران‌های محلی نیز با تکیه بر دستورهای موروثی و محصولات فصلی، پیوندی میان گذشته و امروز برقرار می‌کنند.
عکاس: نامشخص / Grantourismo Travelsکپی لینکاوسترشوند، سوئد؛ خلاقیت غذایی در اقلیم سرد شمال«اوسترشوند» (Östersund) در شمال سوئد، اعتبار جهانی خود را بر پایه خلاقیت در حفظ مواد اولیه و تولیدات کوچک‌ بنا کرده است. این شهر به‌ عنوان یکی از نخستین اعضای شبکه خوراک‌شناسی یونسکو، تخصص ویژه‌ای در تکنیک‌های سنتی نگهداری غذا نظیر تخمیر، دودی کردن و خشک کردن برای عبور از زمستان‌های طولانی دارد. تمرکز بر پایداری، استفاده از سوخت‌های زیستی و آموزش نسل جدید پنیرسازان و تولیدکنندگان، اوسترشوند را به پیشروی فرهنگ غذایی احیاگر تبدیل کرده است که در آن، ریتم طبیعت، منوی روزانه را تعیین می‌کند.
عکاس: نامشخص / Visit Östersundکپی لینکرشت، ایران؛ نخستین شهر خلاق خوراک شناسی ایرانشهر رشت، یکی از مقاصد شاخص خوراک‌گردی کشور است و در سال ۲۰۱۵ میلادی به شبکه شهرهای خلاق یونسکو در حوزه خوراک‌شناسی پیوست. موقعیت جغرافیایی و اقلیم مرطوب گیلان، دسترسی به سبزی‌ها و مواد اولیه تازه را فراهم کرده و نقش مهمی در شکل‌گیری آشپزی سنتی شهر دارد. غذاهایی مانند باقلا‌قاتق، ترش‌تره و میرزا‌ قاسمی نه‌ فقط خوراک، بلکه نماد فرهنگ و تاریخ محلی‌ هستند. رشت با بازارهای پر جنب‌وجوش و جشنواره‌های غذایی، نشان می‌دهد که خوراک چگونه می‌تواند هویت فرهنگی و زندگی روزمره مردم را تعریف کند.
عکاس: نامشخص / 3clickشما تا به حال به کدام‌یک از این شهرها سفر کرده‌اید و تجربه غذایی‌تان چگونه بوده است؟ به نظر شما کدام شهر ایرانی دیگر ظرفیت حضور در این فهرست را دارد؟ لطفا کجارو و کاربران آن را نیز در جریان نگاه و نظر ارزشمند خود قرار دهید.
منبع عکس کاور: 3click، نام عکاس: نامشخص
محبوب ترین مقاصد گردشگری غذایی کدامند؟مطالعه '303 دی 98خوشمزه ترین کشورهای جهان را بشناسیدمطالعه '504 آذر 96مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذاریفاطمه حکمت شعاردنبال کردنتبلیغات

چرا ساختمان‌های روم باستان خراب نمی‌شوند؟

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتراز ۲,۰۰۰ ساله‌ای که بالاخره فاش شد. پمپئی نه تنها تاریخ، بلکه دستورالعمل ساخت مقاوم‌ترین بتن جهان را نیز در دل خاکستر برای ما نگه داشته بود.پروژه‌های ناتمام ساختمانی در سایت باستانی «پمپئی» (Pompeii)، امروز به گنجینه‌ای برای مهندسان مدرن تبدیل شده است. ابزارها، مواد اولیه و دیوارهای نیمه‌کاره، درست مثل یک کپسول زمان دست‌نخورده باقی مانده‌اند تا رازی بزرگ را برملا کنند. تیمی از محققان بین‌المللی با کاوش در این سایت ساختمانی باستانی، به شواهدی دست یافته‌اند که دستورالعمل دقیق بتن‌سازی رومی‌ها را فاش می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد مهندسی رومی بسیار پیچیده‌تر از تصورات قبلی ما بوده است. (CNN)
عکاس: نامشخص / Italy Perfrctتا پیش از این، تصور می‌شد کتاب مشهور «۱۰ کتاب معماری» اثر «ویتروویوس» (Vitruvius)، معمار نامدار رومی، مرجع اصلی ساخت‌وسازهای باستانی است. او نوشته بود که باید آب را قبل از هر چیز به آهک اضافه کرد؛ اما یافته‌های جدید در پمپئی، خط بطلانی بر این ادعا کشید. شواهد نشان می‌دهد که کارگران ابتدا مواد خشک را با سنگ‌دانه‌های آتشفشانی مخلوط می‌کردند و سپس آب را به آن می‌افزودند. این فرآیند که «مخلوط داغ» نامیده می‌شود، واکنش شیمیایی گرمازایی ایجاد می‌کرده که راز استحکام این سازه‌ها است.
عکاس: نامشخص / Walks of Italyنکته شگفت‌انگیز ماجرا، وجود تکه‌های کوچک سفیدرنگ آهک در بتن است که تا سال‌ها تصور می‌شد حاصل ترکیب‌بندی ناقص یا کیفیت پایین مواد بوده است؛ اما این تکه‌های آهک، در واقع یک سیستم ایمنی هوشمند برای ساختمان هستند. وقتی ترک‌های ریز در بتن ایجاد می‌شود، آب باران به داخل نفوذ و این آهک‌ها را حل می‌کند. محلول حاصل، باعث پرشدن ترک‌ها می‌شود و پس از خشک شدن، دوباره کریستال آهکی به‌وجود می‌آید. به زبان ساده، ساختمان‌های رومی قابلیت «خودترمیمی» داشتند؛ فناوری‌ای که ما تازه در قرن ۲۱ به دنبال دستیابی به آن هستیم.
با رمزگشایی از این فرمول باستانی، دانشمندان امیدوارند بتوانند بتن‌های مدرنی بسازند که عمر زیرساخت‌های امروزی را از چند دهه، به چند قرن افزایش دهد. شاید روزی برسد که ساختمان‌های ما نیز مثل کلوسئوم، حریف سرسخت زمان شوند.
عکاس: نامشخص / WMFبه نظر شما چرا ساختمان‌های امروزی با وجود پیشرفت تکنولوژی، عمر کمتری نسبت به سازه‌های ۲,۰۰۰ سال پیش دارند؟ دیدگاه خود را برای کجارو بنویسید.
منبع عکس کاور: | عکاس: نامشخص
بیشتر بخوانید:ابزارهای شگفت‌انگیزی که سرنوشت تمدن‌ها را تغییر دادندمطالعه '630 مرداد 04راز سازه‌های بدون ماشین؛ ۷ تمدن که با دست معجزه کردند!مطالعه '503 شهریور 04مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذاریپوریا محمدی پیونددنبال کردنتبلیغات

سفر به یک قرن پیش؛ چهره متفاوت قم و حرم حضرت معصومه

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتتماشای قم در یک قرن پیش، شبیه سفر در زمان است. این قاب نایاب از حرم حضرت معصومه (س)، سکوت و شکوهِ ۱۰۰ سال پیشِ این شهر کویری را فریاد می‌زند.گاهی یک قطعه عکس سیاه و سفید، قدرتی دارد که هزاران خط نوشته تاریخی ندارد. تصویری قدیمی از شهر قم وجود دارد که ما را درست به یک قرن عقب‌تر پرتاب می‌کند؛ روزگاری که هنوز چهره شهرها زیر لایه‌های مدرنیته پنهان نشده بود. در این قاب تاریخی، شهر قم با هویتی کاملا متفاوت دیده می‌شود. آسمان شهر هنوز با ساختمان‌های بلند و متراکم خراشیده نشده و افق، باز و بی‌نهایت است.
آنچه در مرکز این تصویر حدودا صد ساله دلبری می‌کند، گنبد و بارگاه حضرت معصومه (س) است. این حرم مطهر، آن روزها در میان بافتی سنتی، خشتی و آرام، شکوهی دوچندان داشت و همچون قلبی تپنده در میان خانه‌های کوتاه و ساده شهر می‌درخشید.
این عکس تنها یک تصویر نیست؛ سندی زنده از تحولات پرشتاب شهری در ایران است. مقایسه این منظره با وضعیت فعلی قم، سرعت شگرف تغییرات معماری و شهرسازی را در طول یک قرن اخیر به رخ می‌کشد.
مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذاریتیم کجارودنبال کردنتبلیغات

تهران در آستانه ورود سامانه سرد بارشی؛ هشدار نارنجی هواشناسی برای پایتخت

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتاداره کل هواشناسی استان تهران نسبت به کاهش ۵ تا ۱۲ درجه‌ای دما در استان هشدار داد.به‌نقل از ایسنا، پایتخت در آستانه یک شوک بزرگ دمایی است. اداره کل هواشناسی استان تهران با صدور هشدار سطح نارنجی، خبر از نفوذ یک سامانه قدرتمند و سرد داده که قرار است حال‌وهوای تهران را دگرگون کند. این توده هوای سرد، تنها یک بارش ساده نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از مخاطرات جوی را به همراه دارد، موتور این سامانه بارشی از غروب امروز (یکشنبه ۷ دی‌ماه) روشن می‌شود و تا صبح سه‌شنبه با قدرت می‌تازد. تمرکز اصلی این بارش‌ها بر نیمه شمالی استان، دامنه‌ها و ارتفاعات خواهد بود؛ جایی که برف و کولاک در انتظار کوهستان است. اوج قدرت‌نمایی این سامانه برای دوشنبه شب و روز سه‌شنبه پیش‌بینی شده است. در ارتفاعات بالادست و قله‌ها، وضعیت بحرانی خواهد بود. کوهنوردان باید منتظر مه‌گرفتگی غلیظ، کولاک شدید و وزش «سوزباد» باشند. در دامنه‌ها نیز بارش برف و باران، گاهی به شکل رگبار، چهره شهر را زمستانی‌تر خواهد کرد. خطر در جاده‌های کوهستانی جدی است. هواشناسی صراحتاً نسبت به لغزش جاده‌ها، سقوط سنگ و رانش زمین هشدار داده است. لغزندگی معابر محسوس خواهد بود و احتمال دارد برخی گردنه‌ها و مسیرهای مرتفع به دلیل انباشت برف مسدود شوند.
پرده دوم این سناریوی جوی، سرمای استخوان‌سوز است. از اوایل وقت سه‌شنبه (۹ دی‌ماه) تا صبح پنج‌شنبه، توده هوای سرد در کل استان گسترش می‌یابد. در نواحی شمالی و ارتفاعات، دما بین ۷ تا ۱۲ درجه سلسیوس سقوط خواهد کرد. حتی نیمه جنوبی و مرکزی تهران نیز از این سرما در امان نیستند و کاهش دمای ۵ تا ۸ درجه‌ای را تجربه خواهند کرد. این یعنی خطر یخ‌زدگی سطح زمین در بسیاری از مناطق قطعی است. پیامد این یخبندان، فراتر از سرد شدن هواست. خطر یخ‌زدگی تأسیسات، لوله‌های آبرسانی و حتی رادیاتور خودروها وجود دارد. کشاورزان و دامداران باید مراقب محصولات و دام‌های خود باشند، چرا که تنش دمایی می‌تواند خسارت‌بار باشد.
همزمان با این سرما، بادهای شدید نیز در تهران خواهد وزید. از عصر دوشنبه تا سه‌شنبه، وزش باد خیلی شدید به‌ویژه در مناطق غربی و جنوبی استان پیش‌بینی شده است. این بادها می‌توانند باعث سقوط اجسام از ارتفاع، شکستن درختان کهنسال و آسیب به سازه‌های موقت مثل داربست‌ها شوند. احتمال خیزش گردوخاک موقت و کاهش کیفیت هوا نیز دور از انتظار نیست. مدیریت بحران توصیه اکید دارد که از سفرهای غیرضروری، به‌ویژه در مسیرهای کوهستانی پرهیز کنید. اگر مجبور به سفر هستید، تجهیزات زمستانی و زنجیر چرخ را فراموش نکنید. کوهنوردی و طبیعت‌گردی در این روزها بازی با جان است و باید به‌طور کامل متوقف شود.
مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذاریتیم کجارودنبال کردنتبلیغات

ماجرای رفتار غیرحرفه‌ای در کاخ سعدآباد چه بود؟

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتویدیویی در فضای مجازی در حال دست‌به‌دست شدن است که موضوع آن، اعتراض به رفتار نادرست کارکنان کاخ سعدآباد با بازدیدکنندگان است.به‌نقل از ایسنا، ویدئوی بازدیدکننده‌ای از کاخ سعدآباد در فضای مجازی درحال چرخیدن است. موضوع آن، اعتراض به رفتار نادرست کارکنان کاخ سبز (اقامتگاه رضاشاه) بازدیدکنندگان است. نشان داده می‌شود که کارکنانی از این کاخ با بازدیدکنندگان درگیری لفظی پیدا کرده‌اند؛ اما مسئولان این مجموعه می‌گویند که همه دوربین‌ها را بازبینی کرده‌اند و آنچه نمایش داده شده تمام واقعیت نبوده است!
منتشرکننده این ویدئو توضیح داده است که ماجرا جمعه پنجم دی ماه حوالی ساعت ۲ بعدازظهر رخ داده است و اصل موضوع به ناهماهنگی در اطلاع‌رسانی درست برای تهیه بلیت بازدید و رفتار نادرست دو نفر از پرسنل کاخ سبز، که منجر به تنش با برخی بازدیدکنندگان شده است، مربوط می‌شود. این شخص همچنین گفته که در این کاخ از عکاسی حتی بدون فلش جلوگیری شده، اتفاقی که در موزه‌های ظروف سلطنتی و آشپزخانه سلطنتی تکرار شده است.
همسو با توضیحات این ویدئو، کاربردان دیگری نیز تجربه‌های مشابه خود را از برخوردهایی در برخی کاخ‌های سعدآباد و البته دیگر اماکن تاریخی بازگو کرده‌اند.
کاربران دیگری نیز یادآور شده‌اند که بازدید از موزه و بناهای تاریخی باید استانداردی داشته و جمعیت بازدیدکننده متناسب با ظرفیت آن بنا باشد، اما تمام این‌ها بهانه و توجیهی برای رفتار نادرست و پرخاشجویانه با بازدیدکنندگان نیست.
با این حال، مسئولان کاخ سعدآباد در پی پیگیری درباره رفتاری که با بعضی بازدیدکنندگان کاخ سبز شده است، این توضیح را دادند که «شنبه ششم دی ماه ۱۴۰۴ جلسه‌ای در کاخ سعدآباد برگزار و این موضوع نیز بررسی و پیرو آن تمام فیلم‌های دوربین‌های کاخ سبز، بازبینی شده است و به نظر می‌رسد آنچه در فضای مجازی نمایش داده شده، تمام ماجرا نبوده و روایت، دقیق و کامل بازگو نشده است.»
این توضیح نیز اضافه شد که «ظرفیت برخی کاخ‌های سعدآباد از جمله سبز محدود است و برای همین، ورود بازدیدکنندگان به این عمارت‌ها باید کنترل‌شده باشد که گاه رعایت این محدودیت، از حوصله بازدیدکنندگان خارج است.»
همچنین درباره محدودیت برای تهیه در لحظۀ بلیت برای بازدید از برخی کاخ‌های سعدآباد، به‌ویژه کاخ سبز و الزام برای تهیه بلیت در ورودی مجموعه از سوی برخی کارکنان، این توضیح به ایسنا داده شد که «در همان جلسه روز شنبه این موضوع مطرح و بررسی شده و هیچ مشکلی در تهیه بلیت در لحظه، برای دیدن هیچ یک از کاخ‌ها و موزه‌های این مجموعه وجود ندارد و بازدیدکنندگان می‌توانند الکترونیکی نیز بلیت تهیه کنند و آنچه در آن ویدئو روایت شده، دقیق و درست نبوده است.»
کاخ سعدآباد معمولا روزهای تعطیل و پنجشنبه و جمعه، پربازدیدترین زمان را سپری می‌کند و صف تهیه بلیت و بازدید از موزه‌های آن گاه طولانی و زمان‌بر است. در سایت کاخ سعدآباد نیز این نکته یادآوری شده که «هنگام خرید بلیت موزه‌ها توجه داشته باشند که بازدید از هر موزه مجموعه سعدآباد با توجه شلوغی صف‌های انتظار، فواصل بین موزه‌ها زمان‌بر خواهد بود، بنابراین با توجه به زمان خود، نسبت به خرید بلیت هر موزه اقدام شود. بازپرداخت هزینه بلیت خریداری شده امکان‌پذیر نیست.»
ساعت تعطیلی موزه‌های کاخ سعدآباد نیز در نیمه دوم سال ۱۷ اعلام شده که آخرین مهلت خرید و تهیه بلیت نیز ساعت ۱۵ است اما بنابر تجربه‌ای که برخی بازدیدکنندگان روایت کرده‌اند بعضی از موزه‌های این مجموعه، زودتر از موعد اعلام شده اجازه ورود به بازدیدکنندگان جدیدتر را با وجود تهیه بلیت، نمی‌دهند، که گاه دلیل این کار، تکمیل ظرفیت بازدیدکنندگان داخل موزه یا کاخ در ساعات پایانی و تاکید بر رعایت حفظ نظم، اعلام شده است.
اطلاع‌رسانی نکردن درست و به هنگام درباره تعطیلی و ساعت کار موزه‌ها، محدودیت و شرایط بازدید در این مجموعه، نیز معمولا باعث اعتراض‌هایی به ویژه از سوی برگزارکنندگان تورهای داخلی و خارجی بوده است.
مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذاریتیم کجارودنبال کردنتبلیغات

جاهای دیدنی نمک آبرود؛ جاذبه‌‌‌ها و مکان‌های دیدنی + عکس و آدرس

Error loading HTML

درج نشان اهدای عضو روی گواهینامه رانندگی

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاترئیس مرکز صدور گواهینامه راهور فراجا از آغاز درج نشان قلب قرمز اهدای عضو روی گواهینامه رانندگی افراد متقاضی خبر داد.به‌‌نقل از میراث‌آریا، «سرهنگ امیری» رئیس مرکز گواهینامه راهور فراجا، با اعلام خبر اظهار کرد:
به دنبال دستور «سردار حسینی» رئیس پلیس راهور فراجا، طرح درج آرم اهدای عضو روی گواهینامه‌های رانندگی آغاز شده است. این اقدام خداپسندانه همانند بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته اجرا می‌شود و افرادی که علاقه‌مند باشند، می‌توانند هنگام ثبت درخواست گواهینامه، تمایل خود را ثبت کنند تا علامت قلب قرمز، به نشانه اهدای عضو، روی گواهینامه‌شان درج شود.وی افزود:
افراد می‌توانند هنگام صدور اولیه گواهینامه، تعویض یا دریافت المثنی از طریق دفاتر خدمات الکترونیک پلیس +۱۰ درخواست درج این نشان را ثبت کنند و پس از طی مراحل قانونی، علامت قلب قرمز هنگام چاپ گواهینامه روی آن جانمایی خواهد شد.سرهنگ امیری در ادامه با اشاره به صدور گواهینامه موتورسیکلت برای افراد ۱۶ تا ۱۸ سال، گفت:
در بیشتر استان‌ها آموزشگاه‌های موتور فعال هستند و به نوجوانان این بازه سنی دو نوع گواهینامه ارائه می‌شود؛ گواهینامه موتورسیکلت‌های تا ۵۰ سی‌سی با عنوان (الف‌میم) و موتورسیکلت‌های ۱۲۵ سی‌سی با (عنوان الف ۱).او همچنین توضیح داد:
در مجموع سه مدل گواهینامه موتورسیکلت الف‌میم، تا ۵۰ سی‌سی؛ الف ۱، تا ۱۲۵ سی‌سی و الف ۲، از ۱۲۵ سی‌سی تا حدود ۲۵۰ سی‌سی بر اساس دستورالعمل‌های موجود داریم.به گفته رئیس مرکز صدور گواهینامه، گواهینامه وسایل نقلیه نیز شامل پایه سه، پایه دو و پایه یک است؛ پایه سه برای خودروهای سواری و وانت شخصی، پایه دو برای وسایل عمومی نیمه‌سنگین و پایه یک برای وسایل عمومی سنگین صادر می‌شود. سرهنگ امیری درباره شرایط سنی صدور گواهینامه‌ها اعلام کرد:
گواهینامه پایه سه برای حداقل افراد ۱۸ سال؛ پایه دو، حداقل ۲۱ سال؛ پایه یک، حداقل ۲۳ سال؛ الف‌میم و الف ۱، از ۱۶ سال؛ الف ۲، حداقل ۱۸ سال است.مقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذاریتیم کجارودنبال کردنتبلیغات

مرگ وارث تاج و تخت در مهمانی دریایی؛ تاریخ انگلستان، الهام‌بخش خاندان اژدها

مشاهده همه ویدئو‌هاتبلیغاتتبلیغاتدر سال ۱۱۲۰ میلادی، غرق شدن «کشتی سفید» و مرگ وارث تاج و تخت، انگلستان را وارد یک جنگ داخلی ویرانگر کرد و سرنوشت یک سلسله را برای همیشه تغییر داد.هنگامی که یک کشتی سلطنتی در سال ۱۱۲۰ میلادی در سواحل نرماندی غرق شد، نه تنها جان صدها نفر را گرفت، بلکه بحران جانشینی‌ای به راه انداخت که تاریخ انگلستان را برای همیشه تغییر داد. برای جمعی از اشراف‌زادگان جوان و شاد حاضر در همین کشتی، این سفر قرار بود یک عبور عادی از کانال مانش باشد؛ مهمانی بزرگی که در میانشان، شاهزاده جوان «ویلیام آدلین» (William Adelin) تنها وارث قانونی پادشاه انگلستان، نیز حضور داشت. او تنها پسر قانونی و وارث پادشاه هنری اول انگلستان بود و در زمان فاجعه کشتی سفید، حدود ۱۷ سال داشت. (National Geographic)
کپی لینکماجرا با اشتباهی فاجعه‌بار آغاز شددر ۲۵ نوامبر سال ۱۱۲۰ میلادی، پس از آنکه کشتی سفید از بندری در فرانسه حرکت کرد، همه چیز به شکلی فاجعه‌بار اشتباه پیش رفت. خدمه که غرق در جشن و پایکوبی بودند، کشتی را مستقیم به سمت یک صخره هدایت کردند.
کشتی سفید غرق شد و حدود ۳۰۰ نفر به آب‌های یخ‌زده افتادند. تقریبا همگی جان باختند؛ رویدادی که پیامدهای خشونت‌باری برای انگلستان داشت و شکنندگی یک نظام سیاسی مبتنی بر جانشینی موروثی را آشکار ساخت. به گفته یکی از مورخان متخصص در تاریخ انگلستان قرون‌وسطا، «این یک سناریوی کابوس‌وار بود.»
سفر از طریق کانال مانش برای نخبگان آن دوران یک ضرورت بود. پس از آنکه «ویلیام فاتح» (William the Conqueror) در سال ۱۰۶۶ تاج و تخت انگلستان را به دست آورد، قدرت و دارایی‌های این طبقه در دو سوی این آب‌های پرتلاطم پراکنده بود. تا سال ۱۱۲۰ میلادی، کوچکترین پسر ویلیام فاتح، یعنی پادشاه وقت، به همراه پسر و وارثش، قدرت را محکم در دست داشت و به نظر می‌رسید آینده سلسله‌اش تضمین شده است.
عکاس: نامشخص / Bridgeman Imagesتا اینکه فاجعه کشتی سفید رخ داد. جامع‌ترین روایت از این ماجرا، نوشته یک راهب و وقایع‌نگار آن دوره است. او می‌نویسد که ناخدای کشتی خود را به پادشاه معرفی کرد و ادعا کرد که پدربزرگش، ویلیام فاتح، را در سفر سرنوشت‌سازش برای کسب تاج و تخت، همراهی کرده است. پادشاه این پیشنهاد را نپذیرفت؛ اما وظیفه انتقال شاهزاده و همراهانش را به او سپرد.
اشراف و ملوانان به یک اندازه سرگرم عیش و نوش و پایکوبی شدند و برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که آن‌ها قصد داشتند با کشتی پادشاه مسابقه دهند. روایت‌ها همگی بر بی‌احتیاطی محض به عنوان دلیل حادثه اتفاق نظر دارند. این رویداد، یک فاجعه تکان‌دهنده بود. یک مورخ توضیح می‌دهد:
حتی در دوره‌ای که مرگ ناگهانی بسیار رایج بود، از دست دادن این همه افراد عالی‌رتبه در یک حادثه ناشی از خوشگذرانی بی‌حد و حصر، بسیار ویرانگر بود.چنین فاجعه‌ای پرسش‌های هولناکی را برای مردم آن زمان ایجاد کرد. یکی از اساتید دانشگاه که در زمینه فرهنگ سیاسی قرون‌وسطا مطالعه می‌کند، می‌گوید:
هر رویدادی با این عظمت، تنها می‌توانست از دریچه خشم الهی تفسیر شود. گویی این خداوند بود که ضربه‌ای به این سلسله وارد می‌کرد.غرق شدن کشتی، پیدا کردن اجساد قربانیان را تقریبا غیرممکن می‌کرد و این موضوع، مسئله جانشینی و وراثت را پیچیده می‌ساخت. از آنجا که نظام پادشاهی موروثی به همان اندازه که به تولد یک وارث وابسته بود، به مرگ قطعی پادشاه قبلی هم اتکا داشت، این وضعیت ابهام‌های زیادی ایجاد می‌کرد.
کپی لینکفاجعه کشتی سفید، سرنوشت سلطنت را تغییر دادکل نظام سلطنت موروثی آن زمان به وجود یک پادشاه با اصل و نسب صحیح وابسته بود. با مرگ تنها وارث قانونی پادشاه، او با یک مشکل سیاسی بزرگ روبه‌رو شد. پادشاه که در دهه ۵۰ زندگی خود بود، کمی پس از فاجعه دوباره ازدواج کرد؛ اما وارث جدیدی به دنیا نیاورد. در نتیجه، دخترش «ماتیلدا» (Matilda) را به عنوان جانشین خود معرفی کرد.
در آن جامعه مردسالار، پسرعموی ماتیلدا، یعنی «استفان» (Stephen)، فکر می‌کرد که می‌تواند حاکم بهتری باشد و برای به چالش کشیدن جانشینی او قدم پیش گذاشت. از قضا، استفان ابتدا قصد داشت با همان کشتی سفید سفر کند؛ اما به دلیل بیماری، از سفر باز ماند و به شکلی معجزه‌آسا نجات پیدا کرد.
عکاس: هوش مصنوعیوقتی پادشاه در سال ۱۱۳۵ میلادی درگذشت، استفان به سرعت خود را به انگلستان رساند و پیش از آنکه ماتیلدا بتواند کاری کند، تاج‌گذاری و تاج و تخت را غصب کرد. این چرخش دراماتیک وقایع، الهام‌بخش سریال معروف «خاندان اژدها» (House of the Dragon) بوده است.
با این اتفاق، کشور برای سال‌ها درگیر آشفتگی سیاسی و جنگ داخلی خشونت‌باری شد که به «دوران هرج‌ومرج» (The Anarchy) معروف است. این آشفتگی تنها زمانی پایان یافت که استفان در سال ۱۱۵۳ میلادی موافقت کرد پسر ماتیلدا، یعنی «هنری»، را به عنوان وارث خود بپذیرد. بدین ترتیب، هنری دوم (Henry II) در سال ۱۱۵۴ جانشین استفان شد.
آن راهب وقایع‌نگار، گزارش خود را در بحبوحه همین آشوب‌ها نوشت و به شباهت آشکار میان عبور پیروزمندانه ویلیام فاتح از کانال مانش و شکست فاجعه‌بار کشتی سفید اشاره کرد. به گفته یکی از محققان، کل این قلمرو با یک سفر موفقیت‌آمیز ایجاد شد و با یک سفر ناموفق دیگر، تا مرز نابودی کامل پیش رفت.
عکاس: نامشخص / Wikimedia Commonsاین داستان تاریخی چقدر برایتان جالب بود؟ ما و دیگر خوانندگان کجارو منتظر خواندن نظرات شما هستیم.
منبع عکس کاور: هوش مصنوعی
کشف یادداشت‌های عاشقانه باستان‌شناس نروژی در کاوش کشتی وایکینگیمطالعه '303 آذر 03سفری به درون تایتانیک؛ مرور زندگی در مشهورترین کشتی جهانمطالعه '510 روز قبلمقاله رو دوست داشتی؟لایکنظرت چیه؟ارسال نظربوکمارکاشتراک‌گذارینیلوفر انساندنبال کردنتبلیغات

اسکرول به بالا