داستان خوشمزه پیتزا؛ سفری شگفتانگیز از دستفروشان ناپل تا محلههای نیویورک
پیتزا محبوبترین فست فود جهان است و ما آن را در خانه، رستورانها و کنار خیابان میخوریم. تنها در ایالات متحده، سالانه حدود سه میلیارد پیتزا فروخته میشود که بهطور میانگین ۴۶ برش سهم هر نفر است؛ اما چگونه یک غذای ساده این سلطه جهانی را از آن خود کرد. پیتزا نهتنها نمادی از آشپزی جهانی، بلکه نشانهای از تغییرات فرهنگی و اقتصادی است که از سفرهای مهاجران تا پیشرفت فناوری پخت را در بر میگیرد.
پیتزا، در شکل ابتدایی خود، قرنها بخشی از تغذیه مردم بوده است. از دوران باستان، نانهای تخت با مخلفات ساده، غذایی مناسب برای مسافران و کسانی بود که توان خرید ظروف نداشتند. در «انهاید» (Aeneid) اثر «ویرژیل» (Virgil) نیز به این سبک غذا اشاره شده است. جایی که «آئنیاس» (Aeneas) و همراهانش پس از ورود به «لاتیوم» (Latium)، زیر درختی نشستند و کیکهای نازک گندمی را بهعنوان بشقاب استفاده کردند. آنها قارچ و گیاهانی را که در جنگل یافته بودند روی این نانها ریختند و همراه با آن خوردند. این صحنه باعث شد که «آسکانیوس» (Ascanius)، پسر آئنیاس، با شگفتی بگوید، «نگاه کنید! حتی بشقابهای خود را هم خوردیم!»
کپی لینکبا تاریخچه پیتزا بیشتر آشنا شوید:فهرست مطالببا تاریخچه پیتزا بیشتر آشنا شوید:پیتزا؛ غذای فقرای ناپلاز ورود به دربار سلطنتی تا جنگ جهانی دومخانه دوم پیتزا؛ آمریکاپیتزا در عصر جدید؛ نوآوریهای جهانیکپی لینکپیتزا؛ غذای فقرای ناپلپیتزا بهشکل امروزیاش، در اواخر قرن هجدهم در «ناپل» (Naples) شکل گرفت. در دوران «دودمان بوربون» (Bourbon)، ناپل به یکی از بزرگترین شهرهای اروپا تبدیل شده بود و بهسرعت رشد میکرد. تجارت خارجی و مهاجرت مداوم روستاییان به شهر، جمعیت آن را از ۲۰۰ هزار نفر در سال ۱۷۰۰ میلادی به ۳۹۹,۰۰۰ نفر در سال ۱۷۴۸ رساند. با این حال، اقتصاد شهری توان تامین نیازهای این جمعیت را نداشت و بسیاری از مردم به فقر دچار شدند. فقیرترین آنها که لباسهای کهنه میپوشیدند و «لازارونی» (lazzaroni) نامیده میشدند، حدود ۵۰,۰۰۰ نفر بودند و با مشاغل موقت مانند باربری و پیامرسانی بهسختی روزگار میگذراندند.
این افراد که همواره در جستوجوی کار بودند، به غذایی ارزان و سریع نیاز داشتند و پیتزا پاسخگوی این نیاز بود. پیتزا نه در مغازهها، بلکه توسط دستفروشانی که جعبههای بزرگی زیر بغل داشتند، فروخته میشد. فروشندگان آن را بر اساس توان مالی یا میزان گرسنگی مشتری برش میزدند. «الکساندر دوما» (Alexandre Dumas) در کتاب خود به این نکته اشاره میکند که یک برش پیتزا به قیمت دو «لیارد» (liard) برای صبحانه کافی بود و با دو «سو» (sous) میشد پیتزایی خرید که برای یک خانواده مناسب باشد.